1405/01/30 23:47


100412   2918
تاریخ انتشار: 1397/09/02 16:13
آه پُل لالی! نمی دانم تو را چه بنامم؟ / دست نوشته ای از دکتر عبدالله مرادی در خصوص واقعه خودکشی پل لالی

پایگاه خبری تحلیلی ندای خوزستان

 

 

 

آه پُل لالی! نمی دانم تو را چه بنامم؟

 

پُل بدرود، پُل پرپر شدن آرزوها، پُل غربت و بی کسی، پُل...

هنگامی که آن جوان از یک اوج، خود را سقوط می داد، فریاد آرزوها ،طنین انداز می شد در فضای رهایی و رها شدن.

آن گاه که دست های آن جوان را دست های پُل رها کرد، آب گریست و با گریه ای خاموش، به ناچار آغوشش را به استقبال گشود.

رود، گویی رود رود کردن مادر جوان را برنمی تافت و به این راحتی نمی خواست جوان را به غرقاب خویش بکشاند؛ برای همین، به کمک دست های جوان می آمد تا او همچنان دست بزند تا که شاید، دستی به یاری اش بشتابد...

آن هنگام که جوان در دل آب دست می زد، بعضی ها، بر ساحل بی دردی، بساطی دلگشا داشتند  و نان ها به سفره...

و یک نفر در آب داشت می داد،جان؛آهای آدم ها...

هنوز رد پای آرزو های آن جوان، بر پُل باقی است؛ و آخرین تصویر ، که دست های پُل، نتوانست دست آن جوان را نگه دارد، در چشم ها، باقی است...

کنون، آن پُل هم، به سوگ نشسته است و آخرین نغمه آرزوهای آن جوان را به ترجیع لحظه ها، به گوش رهگذران تکرار می کند و  هر دم بانگ می زند:

آی آدم ها... آی آدم ها...

دکتر عبدالله مرادی




Copy Right 2015 Artmis.ORG